ابن خلدون ( مترجم : آيتى )
36
تاريخ ابن خلدون ( فارسي )
لشكر كشيد فرمانرواى آن يكى از خادمان خليفهء علوى بود . امان خواست . [ آنگاه به طرابلس راند . فرمانرواى آن جلال الملك بن عمار بود . چون انبوهى لشكر تاج الدوله تتش بديد ] [ 1 ] نزد امراى تتش در نهان كس فرستاد تا در اصلاح حال او اقدام كنند ولى آنان همهء راهها را بر او بستند . آنگاه نزد وزير اقسنقر كه [ زرين كمر ناميده مىشود ] رسول فرستاد و گفت سى هزار دينار زر و همانند آن كالا مىدهد تا از آقسنقر بخواهد تتش را به مصالحه وا دارد . اين پيشنهاد سبب شد كه ميان آقسنقر و تتش خلاف افتد و به يك ديگر سخنان درشت گويند . آقسنقر خشمگين شده برفت . ديگران نيز ناچار بازگشتند و آن تصميم جامهء عمل نپوشيد . تصرف يمن از كسانى كه در بغداد نزد سلطان ملكشاه حاضر آمدند ، يكى عثمان جبق [ 2 ] امير تركمان ، فرمانرواى قرميسين [ 3 ] و جز آن بود . سلطان او را فرمان داد كه با لشكرى از تركمانان به حجاز و يمن رود و در آنجا فرمان سلطان را نفاذ دهد . آنگاه سلطان امور ايشان را به سعد الدوله گوهر آيين و گذار كرد . گوهر آيين در اين هنگام شحنهء بغداد بود . سعد الدوله اميرى به نام ترشك بر آنان گماشت و اين لشكر راهى حجاز شد و بر آن مستولى گرديد و با مردم روشى ناپسند پيش گرفت . تا آنجا كه امير حجاز محمد بن هاشم به دادخواهى آمد . آنگاه در سال 485 لشكريان سلطان راهى يمن شدند و در نواحى يمن دست به غارت و كشتار زدند و عدن را گرفتند . در آنجا نيز بر مردم ستم بسيار كردند . ترشك هفت روز پس از ورود به عدن بمرد . پيكر او را به بغداد باز گردانيدند و در آنجا به خاك سپردند . كشته شدن نظام الملك وزير در سال 485 سلطان ملكشاه [ همراه با نظام الملك ] از اصفهان به بغداد مىرفت [ در نزديكى نهاوند ] ماه رمضان بود ، نظام الملك پس از افطار [ در محفهاى نشسته ] به خيمهء خود مىرفت . در اين حال يكى از باطنيان به صورت متظلمى نزد او شد . نظام الملك او را پيش خواند تا به شكايتش گوش دهد . آن جوان خنجر بكشيد و او را بزد چون خواست بگريزد پايش به طنابهاى خيمه درآمد و بر زمين افتاد . [ لشكريان برسيدند و او را كشتند ] . نظام الملك را به خيمهاى بردند . او پس از سى سال وزارت ، جهان را بدرود گفت . با مرگ او لشكرش به هم بر آمد . سلطان ملكشاه بر اسب نشست و مردم آرامش يافتند . بعضى گويند كه سلطان ملكشاه آن مرد باطنى را به قتل نظام الملك واداشته بود زيرا
--> [ ( 1 ) ] ميان دو قلاب از متن ساقط بود . از ابن اثير حوادث سال 485 افزوده شد . [ ( 2 ) ] متن : جق . [ ( 3 ) ] متن : فرمسيس .